عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٩ - حكم ارث در زوجه غير ذات ولد
ترجمه:
فرع
اگر يكى از دو سبب ارث حاجب ديگرى باشد وارث به واسطه جهتى كه حاجب است ارث مىبرد همچون پسر عموئى كه در عين حال برادر مادرى نيز مىباشد. [١]
ميراث ازدواج
زوج و زوجه از يكديگر ارث مىبرند اگر چه زوج به همسرش دخول نكرده باشد مريض كه ارث نمىبرد مگر آنكه با همسرش دخول كرده و پس از آن فوت كند يا از مرضش بهبودى حاصل نموده و سپس از دنيا برود.
فرع
طلاق رجعى مانع از ارث بردن نمىشود يعنى اگر هركدام از زوجين در مدّت عدّه رجعى فوت شوند ديگرى از ميّت ارث مىبرد بخلاف طلاق بائن مگر آنكه وقوع آن در مرض باشد چه آنكه طبق آن چه قبلا گذشت ارث در اين فرض محقق است.
حكم ارث در زوجه غير ذات ولد
زوجهاى كه از شوهرش صاحب فرزند نيست وقتى همسرش فوت كند از ارث بردن زمين مطلقا ممنوع است چه از عين آن و چه از قيمتش و نيز از عين آلات و ابنيه محروم بوده ولى از قيمت آنها ارث مىبرد.
فرع
مردى كه داراى چهار همسر است اگر يكى از آنها را طلاق داده و با زن پنجمى ازدواج كرد و پس از آن فوت نمود و بعد از فوت وى مطلّقه مشتبهشد حكم اين است: براى زنى كه زوجيتش معلوم و محرز است ربع نصيبى كه به مجموع زوجات مىدهند منظور نموده و سه ربع ديگرش بين زنان باقى مانده به طور مساوى تقسيم و توزيع مىگردد.
برخى از فقهاء فرمودهاند:
جهت اخراج مطلّقه از بين زوجات لازم است به قرعه متمسّك شد.
[١] نظير اينكه زيد با همسر برادرش كه فوت نموده ازدواج نمايد و از وى فرزندى متولّد شود اين فرزند با فرزندى كه زن مزبور از برادر زيد كه فوت شده دارد هم برادر مادرى بوده و هم پسر عموى او مىباشد.